مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

948

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

شورش سفيانى بر ابو العباس در سال دوم از حكومت ابو العباس - كه سال صد و سى و سه بود - زياد بن عبد الله بن خالد بن يزيد بن معاوية بن ابى سفيان ، در حلب شورش كرد و جامه‌ها و درفشها را سپيد كردند و مدعى خلافت شد . ابو العباس برادرش را فرستاد كه از سوى جزيره به جانب او برود . عبد الله بن على از بالا به طرف او رفت . و با او جنگ كردند و او را شكست دادند و سپاهيانش را پراكندند و بىشمار از ايشان كشتند . سپس چشم در امويان دوختند . مردان و زنانشان را مىكشتند و مردگان را از گور به در مىآوردند و آتش مىزدند و از اينجا بود كه عبد الله بن على ، سفّاح خوانده شد و شاعر دربارهء او گفته است : اميّه در ايام فرمانروايى خويش جولان كردند و طغيان خود را نمودند . / و خداوند چون سركشى ايشان را ديد كه زمين تاب آن را نياورد . / سفّاح خاندان پيامبر را بر ايشان گماشت و او با دو دست خويش زنخهاشان را به خون كشيد . در سال سوم ولايت ابو العباس ، با ظهور شريك بن شيخ الفهرى با سى هزار تن از گروه عرب و ديگر مردمان ، كار بخارا آشفته شد . ايشان بر خونريزيهاى نارواى ابو مسلم و زياده‌روى در كشتن مردمان به دست او ، اعتراض كردند . ابو مسلم به سوى ايشان شتافت و زياد بن صالح و ابو داود خالد بن ابراهيم ذهلى در مقدمهء سپاه او بودند . ابو مسلم با ايشان به پيكار پرداخت . شريك بن شيخ را كشت و بخارا و سغد را بار ديگر گشود . فرمان داد تا بر گرد سمرقند ديوارى برآوردند كه در برابر دشمن حصارى باشد . زياد بن صالح را فرستاد تا كور ما وراء النهر را فتح كرد و به طراز و اطلخ رسيد . اهل چين به جنبش درآمدند و زياده از صد هزار كس آمد و سعيد بن حميد در شهر طراز حصارى شد و ابو مسلم در لشكرگاه خويش در سمرقند اقامت گزيد و از كارگزاران يارى گرفت و سپاهيان مطوّعه را به سوى سعيد بن حميد فرستاد و چندين بار با ايشان كارزار كرد . چهل و پنج هزار تن از ايشان را كشت و بيست و پنج هزار تن را اسير گرفت . بقيه گريختند و مسلمانان بر لشكر ايشان چيره شدند . وى به بخارا روى كرد و به پادشاهان ما وراء النهر و دهاقين آنجا دست يافت . گردنهاشان را زد و زنان و فرزندانشان را اسير گرفت و اموالشان را به چنگ آورد . چندين بار پنجاه هزار اسير از رودخانه عبور داد . و ابو مسلم آمادهء جنگ با چين بود و ساز و برگ سفر را فراهم كرده بود . اما دعوى بىپايهء زياد بن صالح - كه نامه‌اى از ابو العباس آورده بود و خود را از جانب